تبليغاتX
اسفار

شب قدر است و فردا شنبه. زود شروع می کنم که بخوابم که حداقل دیر بخوابم. دیوان سومنات هم هر چه گشتم نبود. حتما باید نباشد. چراغ کم نور باز هم زرد است و نوا اما این بار شور آسا. باز بر شکم می خوابم که سه ماهی می شود این عادت دست بر سر ما یازیده بی شرف. قلمم نوک شکانده و با همانم تلاش است که بنویسم. از چه بنویسم اما... کاش می دانستم چگونه اشکی می خواهد بریزد این بار.

شرمگین حتی نیستم. آرامم. آرام خطا می کنم. بی لحظه ای عذاب. به عکس روزگار پیش. نمی دانم ریسمان برانده ام یا نمی کشم اش که گردنم دیگر درد نمی کند. پاکزاد گفته بود به او بگویید حذف کند. دلم چرب زبانی نمی خواست. به مبارزه طلبیدمش.

این لامذهب هم می تپد  که برسد! می رسد ولی... نوشته: التماس دعا...

      

                   

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:24 بعد از ظهر توسط محسن فائضی| |

در بدایت باید عرض شود که این پست فقط شوخی است.بشخصه یکی از عشاق آیت الله اکبر هستم و به کل از انسانهای قدرتمند لذت می برم. حالا قدرتشان را هر کجا بخواهند مصرف کنند فرقی نمی کند.

و حال حال:

   می دانید حتما که اخیرا هاشمی رفسنجانی عزیز پایان مدارایش با دولت را اعلام کرد. دیشب در ذهن من این و دیگر حوادث می گردیدند تا این و حادثه ای دیگر مرتبط در آمد از کار. یادتان هست حتما آن را هم که محمود کارت سوخت اتوموبیل های قوی تر از ۲۰۰۰ را سوخت. این شد که اکبر ماند و خرج بنزین خدا تومان! عصبی بنشست و عصبی بلند شد. محمود مغضوب خان شد. قصه ما تمام شد.

 

                 

 

نتیجه: عزیز من محمود، برای دلداری از بی مالان کوته نظر جامعه، تهش تویوتا ها رو دستمالی کن! با مرسدس، عمو جان، کاری نداشته باش. مخصوصا اگه توش چی؟ اکبر نشسته باشه.

       مزن بر دمب شیران دست بی بار       که اکبر ها زنندت ترک دیوار

 

                        

 

                                                           درود بر روان پاک حسنی، جالس الجلسات مجالس ایران.

              

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط محسن فائضی| |

علم معلول کامل عقل انسانی است و اسلام مسلمانان را پیش از قبول هر حکمی، همیشه به تعقل دعوت کرده است. و وقتی علم اثبات می کند سنت ما را تنم به لرزه می افتد و ندا می دهد:

      که یکی هست و هیچ نیست جز او     وحده لا اله الا هو

مسلمانان در هر روز به پنج وعده نماز دعوت شده اند و صد البته نماز سر وقت. می دانید قضیه از چه قرار است؟! خلاصه می کنم که خسته نکنم.

 

                 

 

لازم به گفتن من نیست که زمین دارای یک میدان مغناطیسی بزرگ است. این میدان 5 بار در شبانه روز قدرت می گیرد و این 5 بار منطبق بر 5 فراخوان نماز مسلمانان است. راستای مدارها همه از کعبه می گذرد و کسی که در این اوقات همراستای این مدارها باشد، تحت تاثیر این مغناطیس جریان خون او آرام تر و منظم تر می گردد و این، آرامش شخص را به دنبال دارد.

در مورد وضو وقتی که آب بر دستانمان می ریزیم حکم است که آب نباید از پایین به سمت بالا حرکت کند، حتی قطره ای! آب دارای یک خاصیت مغناطیسی است و وقتی در یک سمت مشخص بر پوست ما جاری شود، میدانکی به وجود می آورد که همانند مورد قبل باعث آرامش و تنظیم جریان خون می شود. وقتی جریان آب بر پوست مشوش شود، میدانک مغناطیسی نیز مشوش شده و تشویش جریان خون را به دنبال دارد.

و از این قبیل آیات بسیار است. و بسیاری از ما، من جمله من، می شنویم و می گذریم...

-------------------------------------------------

مستند بر سخنان جناب استاد الهامی، استاد گروه زمین شناسی دانشگاه اصفهان

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 5:37 بعد از ظهر توسط محسن فائضی| |

   کلیک، و شکرانه می نوازد... و من بر فرشی به رو خوابیده و بالشی و قلمی بر دستان و در نور زرد شروع می کنم که بنویسم. چقدر نوشتن بر کاغذ کاهی لذت دارد. سید هم می نوازد و من نمی دانم چرا هر چه می نوازد می نویسم. قلم خود می راند بر جاده ی بی خط کشیِ زرد. آی می نوازد و من تاریخ می نوشتم سابقا. چیزهایی می خواندم که چیزکی بنویسم و تمام شد و می زند و می زند و  می زند های!!! ... تنبور دیوانه ام می کند آخر. اه... چشم می بندم... از نو... تاریخ می نوشتم و حال می خواهم هر چه می خواهم بنویسم ... چه نرم می زند لامذهب...

                                                                                                                                 تمام... 

 

                          

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط محسن فائضی| |